گنج

شمارهٔ ۱۵

ای روزگار خورده کم روزگار گیربیغوله را ز تیر حوادث حصار گیر
یک‌ره که در سرای سپنجی نشسته‌ایاندیشه کن ز راه و شدن را شمار گیر
اکنون که کارهای جهان با خصومت استبگریز و از میان خصومت کنار گیر
پیشی مجوی بر کس و بیشی طلب مکندر کنج خانه‌ای به‌ قناعت قرار گیر
غره مشو به نعمت و دل در جهان مبنداز فخر ملک و نعمت او اعتبار گیر