شمارهٔ ۹۸
جاودان گیتی به حکم شاه گیتی دار بادجایگاه بدسگال شاه گیتی دار باد
جود و عدلش هر دو نعمت ساز و محنت سوز باددست و تیغش هر دو گوهردار و گوهربار باد
بر سر شاهی که ز ایزد مر جهان را رحمت استجبرئیل از آسمان هر روز رحمت بار باد
عز دین و عز دنیا هر دو از شاهنشه استهرکه عز او نخواهد تا قیامت خوار باد
در میان کفر و دین فرمان او سَدّی قوی استدر میان نیک و بد شمشیر او دیوار باد
هرجه دشوارست آسان باد بر شاه جهانهرچه آسان است بر بدخواه او دشوار باد
روز و شب با دوستانش سَعد را تعبیر بادسال و مه با دشمنانش نحس را پیکار باد
خلق را چندانکه هست اندیشه و گفتار نیکشاه را اندر هنرها سیرت و کردار باد
چون شهاب از چرخ و برق از میغ و تقدیر از حجابتیر او را از کمان در هر وطن رفتار باد
خواب امن روزگار از دولت بیدار توستبخت خصمش خفته باد و دولتش بیدار باد
کار شاهان گر شکار و شادی و می خوردن استبا می و شادی و شاهی و شکارش کار باد
بزم او از موی و روی دلبران قند لبخرم و خوش چون بنفشستان و چون گلزار باد
در بر او دلبری همچهرهٔ خورشید باددر کف او ساغری همگونهٔ گلنار باد
چون صلاح کار خلق اندر بقای عمر اوستتا جهان باشد ز عمر خویش برخوردار باد
کار ساز عالم است و یار دین ایزدستدولت او را کارساز و ایزد او را یار باد