گنج

شمارهٔ ۶۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اناست۲۲ بیت
تا هست جهان دولت سلطان جهان استوز دولت او امن زمین است و زمان است
عدلش سبب ایمنی خُرد و بزرگ استجودش سبب زندگی پیر و جوان است
از دولت او در همه آفاق دلیل استوز نصرت او در همه اسلام نشان است
دریا دل وگوهر سخن و صاعقهٔ تیغ استباران سپه و بحر کف و برق سِنان است
لشکر شکن و تیغ زن و شیر شکارستدشمن شکن و مال ده و ملک ستان است
ای شاه جهان هرچه تورا کام و مرادستتقدیر و قضای مَلَک‌ُالعَرش چنان است
چندین شرف و جاه که ایزد به‌ تو دادستگر برشمرم برتر ازین وهم و گمان است
هر دولت و نصرت که خبر بود ز شاهاندر مشرق و مغرب همه امروز عیان است
در خشم تو بیم است و به عفو تو امیدستاز مهر تو سودست وز کین تو زیان است
در مصر ز شمشیر تو آشوب و نفیر استدر روم ز پیکان تو فریاد و فغان است
با عدل تو بر خلق گشادست دَرِ امنبس شاه که در خدمت تو بسته میان است
از آتش تیغ تو برفت آب مخالفوز باد سر خصم تو در خاک نهان است
ازکِلک و بَنان تو دل خلق بنازدگویی اَمَل خلق در آن‌ کلک و بنان است
وز تیر و کمان تو همی خصم بنالدگویی اجل خصم تو آن تیر و کمان است
خورشید زمینی تو و هر روز به‌ خدمتخورشید فلک بر سر تو سَعد میان است
از تابش خورشید پدید آید یاقوتزان است که بر دست تو یاقوت روان است
اقرار دهد مرد خردمند که در فضلیاقوت روان بر کف تو قوت روان است
دیدار تو شادیّ و طرب را سبب آمدچندین طرب و شادی و خنده یک از آن است
اندر دل و جان مهر تو گشته است‌ که او رااز مهر تو آرام دل و راحت جان است
از جاه تو این مصر چو رضوان بهشت‌ استوز فرّ تو این روضه چو رَوضات جنان است
شاهنشه اَقران و خداوند قِران باشتا شمس وکواکب را بر چرخ قِران است
از عدل تو بر خلق جهان سایهٔ نعمتواندر خط فرمان تو چندان که جهان است