گنج

شمارهٔ ۴۰۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ین۱۲ بیت
ای ساقی نو آیین پیش آر جام زرینمی ده به دست سلطان بر یاد فتح غزنین
گر چیره شد سلیمان یک چند بر شیاطینامروز شاه سنجر شد چیره بر سلاطین
پیلان شدند خسته خصمان شدند غمگینخصمان ز درد و حسرت پیلان به تیغ و زوبین
درهم شدند لشکر برهم زدند همگینآن تاج‌های زرین و آن تخت‌های سیمین
دشمن به کوه و صحرا مسکن گرفت مسکیناز خار کرد بستر وز خاک کرد بالین
شد ملک حون ترازو فرمان شاه‌ ساهینشد خصم چون‌کبوتر شمشیر شاه‌ شاهین
از سروران ماضی از خسروان پیشیندر هند و زابلستان فتحی‌ که‌ کرد چونین
تا کی زکار خسرو وز روزگار شیرینوز سرگذشت بیژن وز داستان گرگین
چون هست فتح سلطان تاریخ دولت و دیناخبار او همی خوان واثار او همی بین
فتحش رسید امسال از هند تا در چینعدلش رسد دگر سال از روم تا فلسطین
از ما ثناست او را وز کردگار تلقینوز ما دعاست او را وز روزگار آمین
بادا همیشه خرم برکف شراب نوشینگاهی به مرو شهجان‌ گاهی به بلخ بامین