شمارهٔ ۳۸۳
نوروز بساط نو گسترد به گلزاراندر باغ بساط دی بربود چو عیاران
بشکفت بهار نو شرط است نگار نوما و می و یار نو بر دامن کهساران
خوش گشت کنون عالم شادند بنیآدمدلها همه شد خرّم خاصه دل میخواران
شد باغ پر از دیبا شد دشت بر از مینابر هر دو بود زیبا می خوردن هشیاران
از قمری و از بلبل در هر چمنی غلغلگلزار ز بویگل چون طبلهٔ عطاران
با طالع فرخنده باغ ازگهر آکندهوز ابر پراکنده لؤلؤ بدل باران
خوبان بر دلبازان از خوبی خودنازانبا غمزه چو غمازان با طُره چو طراران
اندر چمن و گلشن از سوسن و گل خرمنما برگل و بر سوسن تکیه زده با یاران
اقبال ندیم ما وافروخته دیم مابدخواه ز بیم ما دلخسته چو بیماران
در طبع همه شادی در دست همه رادیوز بخت به آزادی خورشید جهانداران
سلطان بلند اختر شاهنشه دینپرورشاهی که سِتَد یکسر جباری جباران