گنج

شمارهٔ ۲۲۶

هر جهانداری که باشد رای او سوی شک‌اردوربین و نیک‌دان باشد چو پیش آید‌ش‌کار
هم توان‌ گفتن مر او را در جهانداری دلیرهم توان خواندن مر او را در شهنشاهی سوار
هم طرب کردن شناسد هم مصاف آراستنهم به رزم اندر شجاعت هم به بزم اندر وقار
هم تواند خویشتن را داشت از دشمن نگاههم تواند داشت دشمن را نگه در کارزار
هم به تیر انداختن بر خصم باشد کامرانهم به شمشیر آختن بر شیر باشد کامکار
گاه برگوران کمندش بسته دارد ساد‌ه دشتگاه بر شیران خدنگش تنگ دارد مرغزار
گاه غرم از تیغ اوگیرد به غار اندر پناهگاه رنگ از تیر او سازد به سنگ اندر حصار
زیر ران اندر مسخر کرده دارد روز و شبمرکبانی کوه بر صحرا سپر دریاگذار
گر بتازد سوی وحشی پستی انگارد جبالور براند سوی خصمی خشکی انگارد بحار
در شکارست از هنرها او خداوند جهانزین قبل خواهدکه باشد دایما اندر شکار
خسرو دنیا ملک شاه محمد کز ملوکشد بدو دین محمد تا قیامت پایدار
شهریار عالم عادل که در دنیا و دینچشم گیتی زو مبارکتر نبیند شهریار
چون نگار مهر دینار و درم شد نام اوگشت مُهر مِهر او بر جان جباران نگار
ملک را عدلش بساطی ساخته است از ایمنیگستریدست آن بساط از قیروان تا قندهار
حزم او از استواری کرد گردون لاجرمبند شاهی شد به حزمِ استوارش استوار
چرخ نتواندگشا‌ن جز به شکر او زبانتا میان در خدمت او بسته دارد روزگار
فضل او با خلق عالم هست افزون از قیاسفضل یزدان نیز با او هست بیرون از شمار
کی شناسند آنچه او با خلق‌کرد از نیکوییکی شمارند آنچه ز احسان کرد با او کردگار
خسروا هرچ اختیار توست بر روی زمینهست برگردون گردان اختران را اختیار
نامداران را به خاک درگه توست احتشامتاجداران را به نعل مرکب توست افتخار
دیده نم‌گیرد سران راپیش تو هنگام رزمپشت خم‌گردد یلان را پیش تو هنگام بار
تو به بغدادی و در روم از هجوم لشکرتهست قیصر مستمند و لشکر او سوگوار
کوس پندارند چون آید ز دریا بانگ رعدتاختن دانند چون برخیزد از صحرا غبار
زود خواهد بود شاها تا ز بهر دین حقتیغ‌گیری و برآری از سر دشمن دمار
آنکه می‌گوید بلندم گردد ازگرز تو پستوانکه می‌گوید عزیزم‌ گردد از تیغ تو خوار
تا جهان را خاک و باد و اتش و اب است طبعتا فساد کون باشد در جهان زین هر چهار
تو به نعل بادپایان خاک بر دشمن فشانو اتش اندر جان اعدا زن به تیم ابدار
رایتت منصور و تیغت تیز و ملکت مستقیم‌دولتت پیروز و بختت نیک و طبعت شادخوار
در مسلمانی به اقبالت خلافت را ثباتدر جهانبانی به انصافت شریعت را شعار