گنج

شمارهٔ ۱۱۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امکرد۳۱ بیت
تا شهریار دادگر آهنگ شام کردصبح مخالفان همه در شام‌شام کرد
پیرار بر عدو ظفر از سوی بلخ یافتوامسال بر ظفر سفر از سوی شام‌ کرد
یک سال شد به شرق و دگر سال شد به غربتا در دو سال کار دو جانب تمام کرد
فتحی که شاه کرد و نبردی که شاه جستاز خسروان که جست وز شاهان کدام کرد!
نزدیک بدسَگال فرستاد یک پیامتا ملک او گشاده بدان یک پیام کرد
گردنکشان روم و عرب را به‌ یک سفردر پیش تخت خویش رهیّ و غلام‌ کرد
ماه صیام بود که آن فتح‌کرد شاهبی‌ آنکه رنج برد و فراوان مقام کرد
تالیف پادشاهی و تاریخ دولت استفتحی که شهریار به ماه صیام کرد
ملکی که در قدیم عرب داشتند و رومبگرفت شاه و مملکت خویش نام کرد
هر شهر و هر حصار که یک بنده را سپردبر بندگان حلال و بر اعدا حرام کرد
اسلام داد کافر هفتاد ساله رادارالفساد کفر چو دارالسلام کرد
بشکست پشت و گردن اهل ظلام و ظلمتا سودشان زیان و ضیاشان ظلام ‌کرد
از تیغ آبدار برافروخت آتشیتا خاک لعل‌گون و هوا تیره‌فام کرد
هنگام قهر دشمن و هنگام صید خلقهر شاه جهد و حیله به زهر و به دام‌ کرد
او صید کرد لیکن دام از خدنگ ساختاو قهر کرد لیکن زهر از حُسام کرد
قوت حسام او ز ظفر کرد کردگارچون قوت جانور زشراب و طعام کرد
خورشیدوار کرد سفر شاه و بازگشتجمشیدوار دست سوی رَطل و جام کرد
چون تیغ لعل پیکر او کار پخته کردطبعش همه نشاط می لعل خام‌کرد
بیرون کشید خنجر کین از نیام و بازبنمود عفو و خنجر کین در نیام کرد
هنگام بازگشتن بی‌ جسر و بی‌ عمدآب فُرات عِبر‌ه گهِ خاص و عام کرد
اسبش چو باد بود و ز تا‌یید بخت خویشمر باد را به آب درون تیز گام کرد
لا بلکه بود مَرْ‌کب او چرخ زود گردبر چرخ در میانهٔ دریا لگام کرد
فضل خدای حَبل‌ متین است شاه راهر جا که شد به حَبل‌ متین اِعتِصام‌ کرد
فرمان شاه را همه شاهان متابع اندکاو را خدای بر همه شاهان امام کرد
عاجز بود کلام ز شرح فتوح شاهزیرا که او فتوح فزون ازکلام کرد
و‌هم انام راه نیابد به شرح آنچدر شام و روم خسرو و شاه انام کرد
شاها به شادکامی بنشین که ‌کردگارچونانکه خواستی همه کارت به کام کرد
آثار دولت تو در اسلام زنده کرداِنعام نعمت تو در آفاق عام کرد
رای تو قبله‌گاه جلال و جمال ساختتخت تو سجده گاه کبار وکرام کرد
زیبد که بر کف تو مدامی بود مدامزیراکه عمر و ملک تو ایزد مُدام کرد
می‌بردوام خواه که پیروزه‌گون سپهرپیروزی و سعادت تو بر دوام کرد