گنج

شمارهٔ ۲۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رارد۳۰ بیت
جمشید رکابا توئی آن شاه که امرتاز سنگ سیه ناقه صالح بدر آرد
گر گلبن فردوس خورد آب خلافتبرجای گل تازه، شتر خار بر آرد
او، بار بیک رقص شتر بگسلد از همهر کار که بدخواه تو در یکدگر آرد
ماهارکشی دور فتد در بنه چرختا چون شترش کی بقطار تودر آرد
بر هر که رود کین شتر در دل دوراناز تیغ تو ناکاه کمیتش بسر آرد
همچون شتر جمز رود ابر سبکپایتا باز ز فتح تو بعالم خبر آرد
تو ملک جهان جوی که در خانه همتهرکس شتر خویش ببالای در آرد
در شغل خلافت چه برد خصم شتردلاحسنت پلاسی و مهاری بسر آرد
گه گه فلک از نفس شتر حذف کند پاتا محمل اعدای تو در پشت سر آرد
این دیده ی نار است بداندیش توداردکز قد شتر کردن کژ در نظر آرد
بر شهپر جبرئیل چمد چون شتر حاجهر کاو سوی درگاه توراه سفر آرد
منزلگه عیسی سزد و مرحله خضرآنجا که شتربان توروزی مقر آرد
با بخشش تو هر که کند یاد دو عالماز بهر شتر غالیه گون آنجور آرد
ور فی المثل از جرعه بزم توشودمستجمّال شتر جانب خانه بجر آرد
در مرتبه تا کعب کمال تو نباشدکردون شتر خو که زکوهان قمر آرد
هر کاو بغذا مغزشتر خورده نباشدآلت ز پی شیشه ز دودن بتر آرد
کشتی زشتر وصف طبیعی است ولیکنبا شیر ژیان دست کجا در کمر آرد
پای شتر آمد کف بدخواه تو دررزمز آنجا که بر او نیزه گذارد سپر آرد
باز این دم مشکین ز حیات است اثیراکس بر شتری اینهمه خون جگر آرد
حساد فرومایه بسی داری و اشتربیماری مرک از مگس مختصر آرد
زان قوم کران خوی که با بار قمطرهنادان بود آنکس که شتر در شمر آرد
از عقل که باشد خرفی کاو شتر نربی فایده در کارگه شیشه گر آرد
صد خنده زند خرکه گه علت قولنجدانا به بر لفج شتر گل شکر آرد
ای آنکه بیک دم زدن از بکر تفکرصد مرغ شترمرغ بیانت بپر آرد
زان طبع که پیرایه ده کل وجود استشاید که نصیب شتری اینقدر آرد
یک نکته هم از باب شتر لایق حال استتا بنده بر این نکته حکایت بسر آرد
ایشاه درین فصل شتر موی بیفکندترسم شتر من به غلط موی بر آرد
شاها در عید است و مدام از پی قرباندر شرط بود کاین شتر و آن نفر آرد
شایسته نحر است عدو چون شتر کورچندانش امان ده که ز گل پای بر آرد
من کعب غزال آرم و خلعت برم و زرتا جان کند آن بیش که روشن کدر آرد