گنج

شمارهٔ ۸

شکر ز لعل تو دَر لولوی خوشاب شکستصبا به زلف تو ناموس مشک ناب شکست
شب شکسته چو در موکب مه تو براندمه از کمال کرشمه بر آفتاب شکست
دو جزع ما، چو گهربار گشت مهر عقیقلبت به خندهٔ خوش بر دُر خوشاب شکست
کباب دیدهٔ دل‌ریش ما، بر آتش غملب تو هم نمکی تازه، بر کباب شکست
برات‌دار عذار تو خطِ هندی ترکبه ناشناخته این در دل خراب شکست
غلام آن خط مشکم که گوئی از عمداکسی خیال خطا در دل صواب شکست