گنج

شمارهٔ ۱۸۳

بدین جمال اگر تو را وفاستیهمه جهان به مملکت تو راستی
وگر، به، سکه بودمی، شدی به دلکه خطبه طرب به نام ماستی
خیالت اینکه حلقه باز می‌زندور آمدی ز در گر آشناستی
بخواست دل به دام و بند و دل که جانفدای اوست کاشکی بخواستی
جواب چرخ بی‌وفا بدادمیاگر دل تو، بر سر وفاستی
وگر به بندگی قبول یافتیبه بخت تو اثیر باد، ساستی