گنج

شمارهٔ ۱۳۷

خه خه آن سوسن سیرابش بینهی هی آن سنبل پر تابش بین
چستی سرو چمانش دیدیمستی نرگس پرخوابش بین
خنده‌ای زد صدف لعل گشادرشته‌ی لولوی خوشابش بین
دیده‌ای آینه چهره‌ی روحعکس خورشید جهان‌تابش بین
پسته بسته دهان آن گه نقلاز می آلوده دو عنابش بین
دلبران را رسن مشک بس استچنبر غالیه‌ی نابش بین
تازه کن نور دو قندیلِ بصررکعت طاق دو محرابش بین
چه کنم قصه، ز سر تا به قدمفتنه را ساخته اسبابش بین
گر ندیدی تن بی‌توش اثیرکمر لاغر بی‌تابش بین