شمارهٔ ۱۰۱
ای عشق یکزمان زدل من نفورباشای دل چو عاشقی به بلاها صبور باش
عشق آتشی است کاب دودیده شراراوستدادمت پند و گفتمت زین کاردور باش
دیوانه وار بسته زنجیر زلف باشپروانه وار سوخته نارو نور باش
گاهی بسان آتش سوزان زبانه زنگاهی میان آتش سوزان بخور باش
ای عاشقی که موی شکافی بکار عشقز آهن شکاف غمزه خوبان، حذور باش