شمارهٔ ۹۱ - مدح علاءالدوله فخرالدین عربشاه پادشاه کهستان - مطلع دوم
ای صف شمشاد تو تاخته بر ارغوانگل ز پی بند کیت بسته کمر بر میان
مجلس انس تو را جرم قمر عود سوزبزم جمال تو را شکل پرن نقلدان
چست رکاب زمین در صف خوبان توئیرام عنان تو باد، ابلق تند زمان
رسته برو نیت را بود رهی زان قضاطرف کواکب نشاند در کمر کهگشان
گفتمش ایش الخبر زان دهن تنگبارعقل ترش کرده روی، گفت عدم را نشان
با لب تو نطق را هست زبانی چنانکنطق چو اینجا رسید عجز به بستن دهان
بر سر دل میزند زان لب، صفرای عشقدو لب ما را بگشت خاصیت ناردان
ظلم تو در عهد خویش طبع جهان عکس کردزان دل غمگین ماست از رخ چون زعفران
عدل سپر چون بهار ورنه تظلم کنیمبا دم چون مهرگان پیش شه مهربان
سرور دریا نوال سید گردون مجالطایر سنجر مثال خسرو خسرو نشان