گنج

شمارهٔ ۹۰ - مدح علاءالدوله فخرالدین عربشاه پادشاه کهستان - مطلع نخست

طفل نه ای چند از این، دایه نا مهربانگاه قماط بهار گه کفن مهرگان
مایه ی بوئی نماند زلف شب انس رازانکه فرو شست از آن سیل سحر مشکبان
هفت سیه کاسه چند چشم سپیدت کنندصبح بیک کرم قرص شام بیک سرد نان
جان سخنگوی را رشته مکن در گلوبگذرد ار عیسی ئی خاصه در آخر زمان
گوز، نه ئی مقل را شارع عقلی مگویدم دمه ی غول را دعوی مهدی مخوان
راه فلک میروی راحله بر لاشه خرقوت روان میدهی لقمه ی پر استخوان
تافته طبعی مکن بر سر خوان طمعتا نخوری غوربا هم ز رخ میزبان
دیو نژادی بخل چون به جهان پُر شدندحرز حمایت ستان از در شاه جهان
شاه کهستان گشای خسرو تازی نژادحاتم دینار بخش معطی مدحت ستان