شمارهٔ ۹۴۳
ما تا حدیث سبز خطان گوش کرده ایمهر نکته یی که هست فراموش کرده ایم
در گردن فرشته حمایل نمی کنیمدستی که با سگ تو در آغوش کرده ایم
هرجا که گفته ایم حدیثی ز سوز خودبس عاشقان سوخته خاموش کرده ایم
از دست دل که نیست ز یک قطره خون زیادهر دم هزار کاسه خون نوش کرده ایم
اهلی گرفته ره به در پیر خرقه پوشما رو بدان جوان قباپوش کرده ایم