شمارهٔ ۹۳۵
با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصلبا خون جگر ساغر گلرنگ چه حاصل
دیوانه وش از حسرت آن شوخ پری روبا بخت به جنگیم و ازین جنگ چه حاصل
ابروی بت ماست که محراب مرادستای قبله پرستان ز گل و سنگ چه حاصل
در جلوه حسن است رخ یار ولیکنمارا که بود آینه در زنگ چه حاصل
سررشته وصلت که بود حاصل اهلیآخر چو بیرون میرود از چنگ چه حاصل