شمارهٔ ۸۹۵
مگسل ز یار و بر سر عهد نخست باشگر دل شکست عهد و وفا گو درست باش
امشب ز برق وصل که خواهد چو باد رفتساقی چراغ عیش بر افروز و چست باش
در صید وصل طالع سستم مدد نکردای بخت سخت کوش که گفتت که سست باش
ما دل بریده ایم ز مقصود خویشتنبا ما چنانکه غایت مقصود تست باش
اهلی چو قسمت تو ملامت شد از نخستراضی توهم به قسمت روز نخست باش