شمارهٔ ۸۹۴
از ضعف اگر در آینه بینم جمال خویشآهی کشم که آینه گردد ز حال خویش
مرغ شکسته بالم و در وادی امیدپیدا بود که چند توان شد ببال خویش
لاف کمال پیش سگان تو چون زنمکز دولت سگان تو یابم کمال خویش
ساقی مرا به چشمه کوثر نشان چو دادزآنم چه غم که خضر نبخشد زلال خویش
ابرو ترش مکن که بگوید نیاز خوداکنون که یافت پیش تو اهلی مجال خویش