شمارهٔ ۸۶۵
حال من دور از آن جمال مپرسرنگ و رویم بین و حال مپرس
پرسی از من که چیست حال دلتگر ز من میکنی سیوال مپرس
عشق از آغاز حال خون رز استحال اینست و شرح حال مپرس
کشته هجرم ای فرشته منهرچه میپرسی از وصال مپرس
مردم از هجرت ای طبیب که گفتکز من خسته سال سال مپرس
روی او بین و حال ما دریابهیچ از زلف و خط و خال مپرس
اهلی امید از آن پری است محالگرنه مجنونی از محال مپرس