شمارهٔ ۸۴۹
المنه لله که دگر مرغ خوش آوازقانون غزل کرد بمضراب زبان ساز
چون لاله دلم چاک شد از باد بهاریوقت است که این داغ کهن تازه شود باز
هرگز بزمین توسن بختش نرساندهرچند بدان میل کند سرو سرافراز
آن حسن پریوش که تحمل نکند کوهدیوانه کند لا به کز آن پرده برانداز
اهلی چه کند توبه ز معشوق پرستیکآخر چو بتی دید همان میکند آغاز