گنج

شمارهٔ ۸۳۲

مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جورآنرا که تاب لطف نباشد چه جای جور
صاحب هوس گدایی لطف از تو میکندصاحب نظر ز شوق تو باشد گدای جور
کافر دلم نگشت مسلمان به شصت سالبا آنکه میکشد ز بتان منتهای جور
نقد وفا بخاک ره افتد ز دست غیربا گنج عشق اگر نبود اژدهای جور
اهلی اگرچه مهر و وفا از بتان خوش استجان میرسد بکعبه شوق از صفای جور