گنج

شمارهٔ ۷۲۶

ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکندتریاک باده در دهنم زهر میکند
خورشید من جهان جمال است اگرچه ماهخود را بحسن شهره صد شهر میکند
ما دل بریده ایم ز پیوند روزگارکاین نوعروس، ملک بقا مهر میکند
بر کشتگان عشق ندارد تفاوتیگر یار می نوازد و گر قهر میکند
اهلی بکام دشمن اگر شد روا بودزان رو که دوستی طمع از دهر میکند