گنج

شمارهٔ ۶۶۶

گهی که بر منت از مرحمت نظر باشدطپیدن دل ریشم زیاده تر باشد
بصد نشاط رسم سوی تو چو باز آیمدلم طپان و لبم خشک و دیده تر باشد
بحالتی ز لبت دیده ام شکر خندیکه تا قیامتم آن شیوه در نظر باشد
ببوی زلف تو میرم که سازدم هشیارگهی که بر من بیخود ترا گذر باشد
به مهر اهلی از آن گرم شد دلت آخرکه آه سوخته را عاقبت اثر باشد