گنج

شمارهٔ ۶۵۹

هرکه مفلس گشت رسوای خلایق می‌شودآه از آن رسوایی دیگر که عاشق می‌شود
در زبان و دل خلافی نیست عاشق را چو شمععشق چون آمد زبان و دل موافق می‌شود
بگذار عالم چو عیسی تا بود قدرت بلندزان که این کاری‌ست کز ترک علایق می‌شود
دانه تسبیح زاهد کی برد از رهممرغ چون باری به دام افتاد حاذق می‌شود
دامن پاک تو اهلی یافت از دامان پاکدولت لایق نصیب مرد لایق می‌شود