شمارهٔ ۶۴۷
من که بیهوشم از او مست شرابم میکنیدمیکنید از لب او یاد و خرابم میکنید
یاد او در سر من بیشترم میسوزدسوختم آخر از این بیش کبابم میکنید
باری از یاری غیرش به من ای همنفسانمیدهید آگهی و دیده پرآبم میکنید
چند سوزد جگرم یاد بهشتیصفتیدوزخی دارم از این بیش عذابم میکنید
به خیال رخ آن شوخ چو اهلی امشبدیده خوابم نفسی پشت ز خوابم میکنید