گنج

شمارهٔ ۶۴

پیش تو دیده گر نبود غرق خون مراخون می چکد زدیده و دل در درون مرا
من خود نشان تیر ملامت نگشته امعشقت نشانه ساخت به داغ جنون مرا
رخسار لاله رنگ تو در دیده بایدمبی تو چه سود چهره بخون لاله گون مرا
این سرخ رویی ام بس اگر می کند فلکموی سفید در قدمت غرق خون مرا
از گلشنم به گلخن محنت کشید هجربخت بد است در همه جا رهنمون مرا
اهلی چو لاله خاک رهم لیک خوشدلمکز دل نرفت داغ غم او برون مرا