شمارهٔ ۶۲۸
حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداندزبان عاشق و معشوق کس نمیداند
من از حدیث تو مستم رقیب از شکرتسخن سرایی طوطی مگس نمیداند
دل ترا چه غم از من که مرغ آزادستبلای عشق و جفای قفس نمیداند
چنان گرفت دلم بی تو خو به تنهاییکه غیر ناله خود همنفس نمیداند
گذشت ناله اهلی ز عرش رحمی کنکه جز وصال تو فریاد رس نمیداند