گنج

شمارهٔ ۶۰۷

قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسدوین بوی خوش زیار سرافراز میرسد
ای از دو دیده دور چنان در دل منیکز لب گشودنت بمن آواز میرسد
من زنده ام ببوی تو کز زلف عنبرینبوی خوشت ز هند به شیراز میرسد
بازآ که گر تو باز نیایی ز اوج نازکی مرغ روح را بتو پرواز میرسد
بازآ که نیست صبرم و گر صبر هم بودناگاه مرگ خانه برانداز میرسد
کی بو صبا ز غنچه مکتوب ما بردکاین راز سر بمهر به همراز میرسد
اهلی، ترا ز لعل لب آن مسیح دمسحر سخن بپایه اعجاز میرسد