شمارهٔ ۵۹۱
افغان که درد ما بدوا کم نمی شودتا بیش میشود غم ما کم نمی شود
پاکیزه دل چو آینه یی ای فرشته خویزان است کز رخ تو صفا کم نمی شود
آبش مگر ز چشمه خورشید داده اندسرو ترا که نشو و نما کم نمی شود
از حد مبر جفا که وفایی که با من استاز صد هزار جور و جفا کم نمی شود
تا خود میانه گل و بلبل چه واقع استکامد شد نسیم صبا کم نمی شود
اهلی نماند (هیچ) ز شاهان جم نشاناما نشان اهل وفا کم نمی شود