شمارهٔ ۵۶۰
آب حیات اگر بسر کوی او رودشاید که در زمین ز خجالت فرو رود
گر آرزوی حلقه فتراک او کنیمبسیار سر که در سر این آرزو رود
گر بحث بر سرست به پیش سگان فکنمن کیستم که بر سر من گفتگو رود
هرگز مرید پیر مغان زرد رو نشدهرجا رود بهمت او سرخ رو رود
دارم هزار نکته شیرین ولی مپرسوقت سخن گهی است که می در سبو رود
اهلی همیشه دانه خالی چو مور جستترسم که زیر خاک درین جستجو رود