گنج

شمارهٔ ۵۱۷

گرم چو شمع برد یار سر چه خواهد شدبغیر از آن که بمیرم دگر چه خواهد شد
بیک نگاه تو از قید جان توان رستناگر نگاه کنی اینقدرچه خواهد شد
مبند در بمن ای گلشن جمال که منگدای یک نظرم یک نظر چه خواهد شد
من از تو روی نتابم ز بیم رسواییچنانکه من شده ام زین بتان بتر چه خواهد شد
مدار دست ز زنار زلف او اهلیاگرچه دین ببرد گو ببر چه خواهد شد