شمارهٔ ۵۱۳
ز بسکه گرد رهت جان عاشقان داردنسیم کوی تو پیوسته بوی جان دارد
دو نرگس تو ز مژگان بصد زبان در حرفچرا چه غنچه لبت مهر بر دهان دارد
بسینه دل که طپید از خیال غمزه توکبوتری است که شاهین هم آشیان دارد
بکوی عشق زیان هرچه میشود سودستکسی که سود طمع میکند زیان دارد
رخ چو ماه کند اقتضای بد مهریگمان مبر که کسی ماه مهربان دارد
نعیم هردو جهان کوثر است و آب حیاتشهید عشق هم این دارد و هم آن دارد
بر آستان تو اهلی است سر بلند امااگر بعرش رسد سر بر آستان دارد