شمارهٔ ۵۰۴
ای همنفسان دست ز ما باز گذاریدکار دل ما را بخدا باز گذارید
دستش چه گرفتید گرم میکشد از جورمن دانم و آن دست شما باز گذارید
چون بر سر کویش نتواند که پرد مرغپیغام دل ما بصبا باز گذارید
ای ماهر خان گرچه جفا لازم حسن استآخر به کرم بخش وفا باز گذارید
یکباره همه صبر و سکون را نتوان بردیکپاره برای دل ما باز گذارید
یاران، دل اهلی سر بهبود ندارداز زندگیش دست دعا باز گذارید