گنج

شمارهٔ ۴۳۲

شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنندشاید که نازو سروری از سر بدر کنند
با دشمنان عتاب بود مصلحت ولیبا دوستان بچشم عنایت نظر کنند
خون دلم چنین که دو لعل تو میخورنددل رفت و رخنه عاقبتم در جگر کنند
مارا بهشت صحبت پیرست و جام میطفلان راه میل به شیر و شکر کنند
اهلی مگوی شرح غم خود به گلرخانایشان کجا تحمل این درد سر کنند