شمارهٔ ۳۸۰
رشکم از کس نبود گرد و جهان حاصل اوستمیرم از غیرت آنکس که غمت در دل اوست
مقبل آن نیست که چون مه بفلک منزل ساختمقبل آنست که ماهی چو تو در منزل اوست
فتنه این است که آن نرگس مستی که تراستهمچو ابروی تو هر کس که بود مایل اوست
خوانده باشی سبب لعنت شیطان ز چه شدهرکه در سجده رویت نبود داخل اوست
من کجا ذره صفت پرتو خورشید کجا؟چشم امید ولی بر کرم شامل اوست
چون مگس دوریم از محفل او تلخ بودزانکه شیرینی عالم همه در محفل اوست
کار اهلی همه دم گریه تلخ است ز غمآه ازین چاشنی غم که در آب و گل اوست