گنج

شمارهٔ ۳۲۱

گر تن شکسته دوا جز هلاک نیستدل با تو گر درست بود هیچ باک نیست
هرکس که از غم تو غباریش بر دل استگویا هنوز آینه اش با تو پاک نیست
آزار ما رقیب بشمشیر میکندشمشیر ما بجز نفسی دردناک نیست
یوسف هم از ملامت عشق است جامه چاکپیراهنی کجاست که از عشق چاک نیست
اهلی درین سراچه غم خرمی مجویکاین سبزه مراد درین آب و خاک نیست