گنج

شمارهٔ ۳۱۸

هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیستهوای خوش چکند هرکه خاطرش خوش نیست
گل جمال تو شد تا چراغ بزم افروزچو لاله نیست دلی کز غمت در آتش نیست
اگر پری طلبم چون تو آدمی نبوددر آدمی نگرم چون تو کس پریوش نیست
بپوش بهر خدا زلف همچو ز نارتکه نیست هیچ مسلمان کزو مشوش نیست
بسر نرفت بهاری که بی تو اهلی راخزان چهره بخون جگر منقش نیست