گنج

شمارهٔ ۳۱۶

گر به کوثر نظر ز نیکو عملی استچشم ما بر کرم ساقی و بخش ازلی است
رند دردی کش ما را تو چه دانی چه کس استبجز از پیر خرابات که داند که ولی است
ای طبیب دل و جان سوی خود از ناز مراکی محل میکنی و درد من از کم محلی است
پاک دل نیست کسی کز می صافی گذرداحتراز از محک تجربه عین دغلی است
عمر باشد که درین میکده با خضر و مسیحاهلی از جرعه کشان علی و آل علی است