شمارهٔ ۲۹۷
غیر سوز و گریه کار عاشق درمانده چیستای گل رعنا ترا بر گریه ما خنده چیست
باغبان گل زد در گلزار را در عهد اوگر گل از رویت خجل شد باغبان شرمنده چیست
کشتن تخم محبت بنده را کار دل استابر رحمت گر نمیبارد گناه بنده چیست
تا منم در خون خود غرقم ز بخت بد مداممن چه میدانم که بخت و طالع فرخنده چیست
یار چون خواهد هلاکم مردنم از بهر کیستچون دل معشوق کشتن خواست عاشق زنده چیست
فرق بسیاری زقدر پادشه تا بنده استپیش خورشید جمال او مه تابنده چیست
گلرخان سرمست عیش و همدمان را حال خوشکس نمی پرسد که حال اهلی درمانده چیست