شمارهٔ ۲۸۴
با من از مشکین غزالان گرنه بوی آشناستآهویان را با من مجنون صفت انس از کجاست
نیست جای هر کسی در حلقه زنجیر عشقهر کجا آزاده یی می بینم اینجا مبتلاست
من طبیب عاشقانم نیک میدانم علاجبهترین درمان درد عاشقان ترک دواست
دست این شکر لبان در گردن ما کی رسدگردن ما همچو قمری لایق طوق بلاست
روشن است از نور خورشید رخش هر ذره ییبی نصیب این ذره یاب از سیه بختی چراست
مهربان با دشمنان با دوستان نامهربانمهربانی حق آن نامهربان بی وفاست
بنده حسنم دگر دربند چیزی نیستمهمچو اهلی عاشق آزاده در عالم کجاست