گنج

شمارهٔ ۲۰۰

هر جا که بنگری رخ او در تجلی استمجنون اگر شوی همه آفاق لیلی است
دور از توام بصورت و در معنیم قرینصورت تفاوتی نکند اصل معنی است
ما را که دل بطرفه غزالی گرفته انسمجنون صفت گریختن از خلق اولی است
گر سرو با تو لاف زد آزاده اش مخوانآزاده نیست هر که گرفتار دعوی است
پیش کسی که باده ز دست تو خورده استزهرست آب خضر اگر از دست عیسی است
مست تو گر ز کار جهان فرد شد چه شدبخت مجردان تو در کار عقبی است
گر پوست بر کنند ز صورت پرمستاورا چه غم که زنده دل از مغز معنی است
اهلی حریف مغبچه و جام می کسی استکورانه فکر دین و نه پروای دنیی است