شمارهٔ ۱۹۵
کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماستکوری چشم رقیب روشنی چشم ماست
از همه عالم بود منزل من کوی دوستمنزل ازین خوبتر در همه عالم کجاست
بیهده تا کی زنم دست بسر از غمشدست من از کار شد نوبت دست دعاست
یار طبیب دل است گر ز جفا سوخت دلدست چو برهم نهد مرهم داغ جفاست
خاک رهی کش بود نقش قدمهای اوقبله اهل وفا کعبه اهل صفاست
لاله صفت کام ماست داغ جفا از حبیبچشم و دل بوالهوس بر گل باغ وفاست
کوهکن از هجریار گر کند افغان رواستکوه بنالد ز هجر، هجر بلای خداست
از آن شاه حسن پادشه وقت شدظل همایون دوست سایه فر هماست