شمارهٔ ۱۹۶
جز داغ دلم چراغ شب نیستوز طالع تیره این عجب نیست
گر با سگت از ادب زنم دماو عفو کند ولی ادب نیست
تو نخل مرادی اینقدر هستکامید کس از تو یک رطب نیست
در عالمی ام ز مستی عشقکآنجا مه و سال و روز و شب نیست
اهلی ره عقلت آن پری زددیوانگی تو بی سبب نیست