گنج

شمارهٔ ۱۹۱

ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک استحسن لیلی صفتان چاشنیی زین نمک است
دهنت نیست یقین، در شکم از وی میانگر گمانی است درین است در آن خود چه شک است
چون بپوشم غم خود راز تو کان غمزه شوخواقف از سر دل اهل نظر یک بیک است
قلب آلوده ما سوختی از سنگدلیدل سنگین تو در قلب شناسی محک است
به کمانخانه ابروی تو دل هر که سپردهدف تیر ملامت ز کمان فلک است
بس معانی ز عدم کلک تو آرد بوجوداهلی این ادهم کلک تو عجب تیزتک است