گنج

شمارهٔ ۱۷

خط چو مهر گیا تا نموده‌ای ما راهزار مهر و محبت فزوده‌ای ما را
جفا نمودنت اکنون طریق رندی نیستچنان نما که در اول نموده‌ای ما را
اگر حدیث پری بر زبان ما بگذشتبه جان دوست که در دل تو بوده‌ای ما را
به خنده‌ای که از آن پسته‌ی دهن کردیدری ز عالم معنی گشوده‌ای ما را
چه حاجت است که لافیم از وفا، چون توبه صدهزار جفا آزموده‌ای ما را
سگ توییم که از لطف و پاکدامانیغبار از آینه دل زدوده‌ای ما را
به عشوه گفت که اهلی گر از تو دل بردیمتو هم به لطف سخن دل ربوده‌ای ما را