شمارهٔ ۱۳۵۷
گر به غم شادی ز عشقش شادمانیها کنیور به ناکامی بسازی کامرانیها کنی
سر نهی بر آستان دوست هرگه کز وفاچون سگان عمری به کویش پاسبانیها کنی
پیش آن شاه بتان گر لاف نادانی زنیبه که اظهار کمال و نکتهدانیها کنی
من نرنجم هرگز از بیمهریت ای آفتابگرچه با دشمن بر عمم مهربانیها کنی
طوطی جان را کنی ز آیینه رخ صید خودخاصه کز شکرلبی شیرینزبانیها کنی
قصه کوته کن شهید عشق شو اهلی چو منتا کی از فرهاد و مجنون قصهخوانیها کنی