گنج

شمارهٔ ۱۳۵۳

خوشیم با ستم و محنتی که میخواهیسگ توییم بهر صورتی که میخواهی
زمانه خصم و اجل در کمین تو هم برخیزکه نیست بهتر ازین فرصتی که میخواهی
دلا مجوی ازین بحر قطره رحمتکه زحمت تو بود رحمتی که میخواهی
به یاد لعل لبش خون ز دیده بار که بختبخون دل دهد آنشربتی که میخواهی
بهشت، صحبت حوری وشان بود ایشیخز در درآ و به بین جنتی که میخواهی
براه کعبه چه حاجت که خونخوری اهلیز کوی میکده جو حاجتی که میخواهی