شمارهٔ ۱۳۴۹
ز هستی تا نشان داری نشان تیر غم باشیمیان کشتگان خود را فکن تا کی علم باشی
ز شوق جام جم چندین چو زحمت میکشی صوفیصفای دل طلب ارعشق تا خود جام جم باشی
ترا ساقی گهی بخشد حیات خضر کز مستینه بینی هستی خود با وجود خود عدم باشی
جهان گر هستیی دارد ز یمن دولت عشق استچو عین عشق گردی تا جهان باشد تو هم باشی
به رسوایی بود مشهور مجنون در عرب اهلیتو هم ناموس خود بشکن که مجنون عجم باشی