گنج

شمارهٔ ۱۳۳۶

عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتیبر مراد خاطر خود روزگاری داشتی
قسمت گردون اگر بودی بقانون مرادعاشق بیچاره هم وصلی زیاری داشتی
عالمی نخجیر بازویار از ایشان بی نیازکاشکی باری سگش میل شکاری داشتی
اینهمه غوغای مجنون از غم لیل که بودکاش ازینسان سرو قدی گلعذاری داشتی
اعتبار یکجوم در کار عالم کس نکردای دریغا کار عالم اعتباری داشتی
عیب رندان میکند کاری ندارد شیخ شهرکی بما پرداختی گر زانکه کاری داشتی
روی زرد اهلی از مهرت شدی روزی سفیدگر خزان عاشقان روزی بهاری داشتی