گنج

شمارهٔ ۱۳۲۰

از من خبر ای پسر نداریعاشق شده ام خبر نداری
ما را بفغان میار از غمگر طاقت دردسر نداری
از زندگی ام چرا ملولیشمشیر جفا مگر نداری
خواهم که نظر بپوشم از جاناز بسکه بمن نظر نداری
اهلی چه خوش آنکه رخ براهشبر خاک نهی و بر نداری